تبليغاتX
عاشقانه
عاشقانه
نگاهی مهربان از همزبانی باید دید،اما نیست...
و دستی تا گره از بغض هایم بشکا فد،اما نیست...
و در این شبهای تاریک وهم انگیز غم ،دست جوانمردی به سقف آسمان باید که ماه آراید اما، نیست...
کسی می جویم اینجا،تا که چشمان اشکبار و زخم کهنه ام را مرهمی،افزاید،اما نیست...
کنار ساحل غم ،هر شب و روزگار می گردم که شاید رد پایی از عبور  او بیابم ،اما نیست...
ومن نوزده سال از انتظارم را غزل کردم به امید اینکه این شبها کسی می آید ، اما نیست...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 12:15  توسط حجت و لیلا  | 

پس ازآن غروب رفتن         اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر             تو بیا شروع من باش
شبو از غصه جدا کن               چکه کن رو باور من
خط بکش رو جا پای من          گریه های آخرین من
اسمتو ببخش به لبهام            بی تو خالیه نفسهام
خط بکش رو باور من             زیر سایه بون دستام
خواب سبز رازقی باش           عاشق همیشگی باش..
خسته ام از تلخی شب            تو، طلوع زندگیم باش...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 12:14  توسط حجت و لیلا  | 

پروردگارا آنقدروجودم راسرشارا ازعشق گردان که با شنیدن
 نام تو اشک عاشقی از چشمان عاشقم لبریز شود و دلم همچون کبوتران سبک بال به دیار تو پر کشد، آنقدر که به عشق تو به همه سو بدوم سر به کوه وبیابان و جنگل و دریا نهم، و زبانم تنها تورا بخواند.
چشمم تنها تو را ببیند.
گوشم تنها نام تو را بشنود.
و،وجودم تنها تو را دریابد ،و بس......
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 12:13  توسط حجت و لیلا  | 

ثانیه ها می گذرند،تا به مرز پر تپش دقایق نزدیک شوند،انتظار هنوز هم نفس می کشد،حتی میان التهابی از لحظه ها،من تو را در بیراههی زمان جستجو می کنم،غافل از آنکه تو اینجایی ،شمیم تو فضای بی روح شعرمرا جانی تازه بخشیده،برای لحظه ای من التیام درد را در قلب انتظار احساس کردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 12:11  توسط حجت و لیلا  | 

آيا ميدانید : اولين مردماني كه سيستم اگو يافاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون ازشهر اختراع كرد ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفادهكردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را درجهان كشف كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزاترا آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف ناشاك
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي راجهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيانبودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيانبودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سكه را درجهان ضرب كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يازورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است
آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز

آياميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا راساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ،ايرانيان دندوب
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ راكشف كردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كرد ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه پا به قاره آمريكا گذاشتند ايراينان و ارتش داريوش بوده است وكريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتاده اند
آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده
آيا ميدانيد : ابوريحان بيروني به چرخش زمين پي برده بود واين گاليله نبوده است كه نخستين بار به چرخش زمين اشاره كرده است .
آيا ميدانيد : كورش بزرگ در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نامدارد
آيا ميدانيد : كورش بزرگ پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي اداي احترام به بابلي ها به خداي آنان ستايش كرد و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد
آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش بزرگ در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري ازديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد ساخت ، ساخته شد
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد
آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و به جاي عذر خواهي فرعون مصر از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخرپرداخته بود و به همين دليل كمبوجيه با 250هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصرحمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله واردمصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجودداردكه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصرنشان ميدهد . و به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم ميبايست خواندن و نوشتن بداند كه به همين مناسبت خطآرامي يا فنيقي را جايگذين خط ميخي كرد كه
بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود ميانديشيد )
519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را –
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ در پايئز وزمستان 518طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصرنقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد دروآ
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ بعد از تصرف بابل25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زيريوق بردگي شاه بابل بود آزاد كرد
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاه خود شاهراي بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نامگرفت
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستورداريوش بزرگ به صورت ماكت ساخته شد تا ازبزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و كل ساخت كاخ ۶۵سال به طول انجاميد
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزاركارگر بهصورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روزيكباريك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشتهمراه با روغن – كره – عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ در هر سال برايساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلامی زدداده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه درهمان زماندر مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق همراه بوده است
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) بهدستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي رابراي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديدداريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال
داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنهانوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است
آيا ميدانيد : داريوش بزرگ پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گذاري كرد و به مناسبت آن تمامجوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايدبه خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند ازسرزمين پارس دفاع كنند
آيا ميدانيد : كمبوجيه فرزند كورش بزرگ يكي از ستخت گير ترين پادشاهان تاريخ ايران درراه اجراي عدالت و قانون بوده است . يك نمونه بارز آنكه مورخين بارها از آن ياد كرده اند ريشه كن كردن رشوه گيري در دولت شاهنشاهي او بود . وي شخصي را كه از مقامات دولتي ايران بود و خبر رسيدازمردم رشوه گرفته است را پوست بدنش را كند آنرا پر از كاه كرد و در دروازه اصلي شهرآويزان كرد و پسر همان شخص را به جاي پدر نشاند و به او گفت كه هر زمان شيطان خواست كه تو را فريب دهد عاقبت رشوه گيري پدرت را ببين و از اين كار دوري كن .
آيا ميدانيد : كلمه تخت جمشيد واقعي نيست وتنها يك نام براي محفوظ ماندن كاخهايداريوش بزرگ است تا از دست ويرانگر سپاه اسلام به دوربماند . تخت جمشيد در لغت به معني محلتاجگذري و تختشاهنشاهي جمشيد شاه پيشدادي كه به مقاموالايي مهر ايزدي رسيده بود و در نزد جهان آن روزگار در6000 سال پيش ارزش و مقام بزرگي داشته است . به همين دليل كاخ هاي داريوش بزرگ نام حقيقي اش شهر پارسه است و يوناني ها آن راپرسپوليس ناميدند به معني پرس = پارسه - پارس
+ پوليس =شهر و در كل به معني شهر پارسه ناميدند و تخت جمشيد تنها يك نام رويايي است كه پس از وروداسلام
به ايران روي آن گذاشته شد تا سپاه ويرانگراسلام آنرا مورد هجوم قرار ندهد . همانطوركه آرامگاهكورش بزرگ را ايرانيان تغيير نام دادند ونام مقبره مادر سليمان را روي آن گذاشتند .يا نمونه ديگرتخت سليمان كه هيچ مفهوم تاريخي ندارد و در
اصل آتشكده آذرگشنسب نام داشته و تنها براي محفوظ ماندن اين مكانها از دست اعراب بدوي وشتر سوار مردم باهوش ايران نام اين مكانهاي ارزشمند را تغييردادند
آِيا ميدانيد : فيلسوف ايراني زرتشتي "ابن المقفع" توسط مسلمانان حاكم بر ايران تكه تكه شد . ابن المقفع نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشدروزبه بوده است . ولي از شدت خفقان و فشارمذهبي اسلامي در آن دوران خود را به ظاهر مسلمان مي نامد ولي در باطن زرتشتي اصيل بود . نام پدرش دادويه بود و از شهر اردشير خوره ( فيروزآباد كنوني ) بود . وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله و دمنه - سيرت انوشيروان - خداي نامه - كتب ارسطو و . . . را به عربي و فارسي ترجمه نمود .
مورخين گفته اند روزي او از كنار درب مهر (آتشكده اي ) عبور ميكرد و به زبان بلند شعريخواند : اي خانه مهرگر شدم از تو برون - با چشمي اشكبار و قلبي پرخون - سوگند به خاك درت اي درگه مهر - تن بردم ودل نهادم آنجا به درون . اين شعر وي را عده اي شنيدند و به خليفه تازي حاكم بر ايران خبرش را رساندند و وي دستور داد كه او را تكه تكه كنند به اين صورت كه نخست دست اش را بريدند وسپس پاهايش را بريدند آنگاه دستهاي و پاهاي بريده را در جلوي ديدگان ابن المقفع در آتش انداختند و سوزاندند و سپس بدنش را با خنجري پاره پاره كردند . اين بزرگ مرد ايران در سال 143 هجري درسن 36 تكه تكه شد ولي خاطره اش هميشه جاويد است .
آيا ميدانيد : مردم استخر در استان فارس سالها با سپاه اسلام نبرد كردند . به طوريكه عبدالله بن عامر فرمانده لشگر اسلام سوگند خورد چنانكه استخر گشوده شود چنان از ايرانيان بكشم كه خونشان روان شود ! ( فارس نامه ابن بلخي صفحه 135
آيا ميدانيد : محمد ابن زكرياي رازي دانشمند فيلسوف قرن سوم پس از به تنگ آمدن از قوانين اسلامي به صورت كاملا علني انسانها را ازپيامبري محمد بي نياز دانست . وي ميگويد : "عقل بزرگترين موهبت خداوند است و به مدد آن مي توانيم دراين دنيا و آن دنيا سعادتمند شويم و به راهنمايي خرداز وجود انبيا مستغني هستيم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 11:32  توسط حجت و لیلا  | 

بعضي موقع ها چيزايي اطراف ما هست که شايد خيلي ساده و بي اهميت لز کنارشون رد بشيم ولي آيا شده تا به حال کمي با دقت به اطرافمون نگاه کنيم و از خودمون بپرسيم چرا ؟ به راستي چرا ؟

بعضي ها دلشان سياه است
بعضي ها پوستشان سياه است
بعضي ها فکرشان سياه است
بعضي ها روزگارشان سياه است
بعضي ها بخشان سياه است
بعضي ها روزگارشان سياه است
بعضي ها از کتک بدنشان سياه است
بعضي ها پاي چشمشون سياه است
بعضي ها ماشينشون سياه است
بعضي ها بعضي ها دعاهاشون اثر نداره مثل گربه سياهه که به حرفش بارون نمي ياد
بعضي ها لباسشان سياه است
بعضي ها موهايشان سياه است
بعضي ها دهنشان سياه است
بعضي ها چشمشان سياه است
بعضي ها چشمشان سياهي مي رود
بعضي ها چشمشان هه جا را سياه مي بيند
بعضي ها از ريسمون سياه و سفيد مي ترسن
بعضي ها سياه کارن
بعضي ها سياه بازي مي کنن
بعضي ها سياه رو رنگ عشق مي دونن
بعضي ها سياه رو رنگ عذا مي دونن
بعضي ها سياهي شبو دوست دارن
بعضي ها تو سياهي شب با خداي خودشون خلوت مي کنن
بعضي ها فقط تو سياهي شب کار مي کنن
بعضي ها تو سياهي شب دعاهاشون برآورده مي شه
بعضي ها مي گن اگه سياهي شب نبود روشنايي روز معنايي نداشت
بعضي ها تو سياهي شب ستاره آرزوهاشونو پيدا مي کنن
بعضي ها هم تو سياهي شب عزيزانشونو از دست مي دن
بعضي ها تو سياهي شب خدا بهشون عزيزي رو مي ده
بعضي ها به دل سياه شيطون لعنت مي فرستن
بعضي ها اسمشون تو ليست سياهه
بعضي ها سياهه مي نويسن
بعضي ها به بعضي هاي ديگه مي گن روت سياه
بعضي ها سياه برزنگي هستن
بعضي ها سياه آفتاب سوخته
بعضي ها هم رو سياه
بعضي ها مي گن بالاتر از سياهي رنگي نيست
بعضي ها هم فقط با رنگ سياه مي نويسن
بعضي ها هم ديگه سياهاشون تموم شد مثل من

بعضي ها اميدوارم به اين چرا ها کمي فکر کنيد

بعضي ها شاد و موفق باشيد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 10:26  توسط حجت و لیلا  | 

در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی میکردند.

شادی ،غم ،غرور،عشق و.....

روزی خبر رسید که به زودی جزیره زیر آب خواهد رفت

،همه ی ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند.

اما عشق می خواست که تا آخرین لحظه بماند چون او عاشق جزیره بود.

،وقتی  جزیره به زیر آب می رفت،عشق از ثروت که با قایقی با شکوه جزیره را ترک می کرد کمک  خواست

و به گفت :آیا می توانم با تو همسفر شوم ؟

ثروت گفت : نه مقدار زیادی طلا ونقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد

پس عشق از غرور که  با یک  کرچی  زیبا راهی  مکان  امنی بود کمک خواست،

غرور گفت: نه نمی  توانم تورا با خود  ببرم چونتمام بدنت خیس وکثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف  خواهی کرد

غم در نزدیکی  عشق بود  ،پس عشق  به او گفت: اجازه  بده تا من  با تو بیایم

غم با صدای حزن  آلود گفت:  من خیلی  ناراحتم  و احتیاج  دارم تا تنها  باشم

عشق این بار سراغ شادی رفتو او را صدا زد اما او آنقدرغرق هیجان و  شادی بود که حتیصدای عشق را هم نشنید

آب هر لحظه  بالا  وبالا تر  می آمد و  عشق دیگر نا امید شده بود  که ناگهان صدایی سالخورده گفت:

بیامن تو راخوا هم برد . عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی  فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و  سریع خود را  داخل  قایق انداخت و جزیره را ترک کرد

وقتی به خشکی  رسیدند پیرمرد به راه خود رفت وعشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده  بود  چقدر به گردنش حق دارد

عشق نزد علم که  مشغول حل مسئله ای روی شنهای ساحل بود رفت و از او پرسید

آن پیرمرد که بود؟

علم پاسخ داد: زمان

عشق با تعجب گفت:زمان

اما او چرا به من کمک کرد؟

علم لبخندی خردمندانه زد وگفت:

زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است

گذر گاه زمان در گذرگاه زمان  خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها میمیرند   رنگها،رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست  که شیرین وچه تلخ  دست نا خورده به جا می
مانند......

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 10:3  توسط حجت و لیلا  | 

_تمرین جهت گرفتن انرژی وبا کمک از شمع
1-قبل از تمرین شمعی را در وسط اتاق روشن کنید
2-تمرین شماره 2 را تا مرحله 9 انجام دهید
3-چشمانتان را باز کنید و انرژی 30 سانتی شمع را حس کنید به شمع خیره نشوید
4-حالا همان انرژی را با چشم بسته حس کنید ( حدود 30 ثانیه کافی است)
5- دوباره به شمع نگاه کنید حدود 70 سانتی بالای شمع ، ولی حواستان به خود شعله باشد
6- هاله سبز و بنفش اطراف شمع را میتوانید ببینید
7-حالا این هاله را با چشم بسته حس کنید
8-دوباره  ردیف 5 و 6 را تکرار کنید
9- حالا شعله شمع را بصورت یک توپ نورانی می بینید
10-چسمانتان را ببندید و ردیف 9 را با چشم بسته حس کنید
11- ردیف 8 و 9 را تکرار کنید
12- چشمانتان را ببندید و ان توپ را در مرکز چاکراه قلبتان حس کنید
13- ردیف 8 و 9 را تکرار کنید
14-با چشم بسته ان را در پای راست احساس کنید ، دوباره نگاه کنید ، چشمانتان را ببندید ، در پای چپ احساس کنید
15-در احساستان سعی کنید گرمای شمع را تجربه کنید
16- با چشم بازحس کنید هر دو پایتان با ان نور کاملا" نورانی شده است یا حس کنید شعله شمع در هر دوپایتان قرار دارد
17-با چشم بسته ردیف 16 را تکرار کنید میتوانید تمرین را تمام کنید
18-این کار را در هر کدام از اعضای دیگر که دوست دارید یا حتی مشکلی دارد تکرار کنید
19- با این تمرین انقدر انرژی میگیرید که بعد از ردیف 17 حس میکنید نمی توانید جلوی بلند شدن پاهایتان را از زمین بگیرید.
20-بدنتان را عضو به عضو حس کنید و چشمانتان را باز کنید
21- در این تمرین از گرمای شمع برای پاکسازی بدن و نور ان را برای انرژی دادن به هر عضو میتوانید استفاده کنید دوستانی که تمرین های مراغبه با شمع را میدانند راحتتر این کار را انجام میدهند (مراغبه با شمع یکی از روشهایی است که
در انرژی درمانی بسیار کاربرد دارد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:0  توسط حجت و لیلا  | 

اگر میخواهید مردی نمونه باشید باید بدانید که:
1-     زنان باید درک شوند.نیازها و عواطف و حضور او را درک کنید.شما باید شادی و ناراحتی و سر زندگی و کسالت و همه حالات او را درک کنید .
2-     زن با صحبت کردن آرام میشود.همین که شروع به تعریف کردن میکند انگار که مسایلش به بهترین صورت حل میشود.هرگز او را از تعریف کردن و صحبت کردن باز ندارید.
3-     گوش کنید. فراوان و فراوان به حرفهایش گوش کنید. وانمود نکنید که دارید به حرف هایش گوش میکنید بلکه واقعا به  حرفهای او دقت کنید.گوش کردن به صحبتهای زن بذر صمیمیت را در دل شکننده او میکارد.هنگامیکه صحبت میکند صمیمانه و با مهر و محبت نگاهش کنید و به حرفهایش دقت کنید.
4-     راه حل ندهید.سریع پیشنهاد و راه حل ندهید.زن نمیگوید که شما مشکل را حل کنید.او میگوید چون فقط میخواهد که گفته شود.و نه اینکه به سرعت مسئله حل شود.اگر میگوید سرم درد میکند نگویید برو دکتر.بگذارید به صحبتش ادامه دهد.
5-     زن به توجه شما نیاز دارد .به او توجه کنید.به نیازهایش . به لباسهایش. به صورتش. به آرایش جدیدش.به ....به فعالیتهای روزانه اش و به صبوری و اخلاق نیکویش. به تبسم و اخم او به همه چیز ...
6-     به مهمانی که میروید بین مردم غرق نشوید و هر از گاهی به دنبال او نیز بگردید . هم توجه کنید و هم به او فضا بدهید.او کفشی جدید خریده و از شما نظر میخواهد شما به او میگویید کفش خوبی است . او میداند که کفش خوبی خریده او میخواهد بشنود که " فوق العاده است"
7-     زن مرد را مقتدر دوست دارد .مرد نباید ابراز ضعف نماید حتی اگر ضعیف باشد.دست کم نشان دهید که مقتدر هستید.با شخصیت و محترم باشید.ورزش کنید و خرابی های خانه را به سرعت اصلاح کنید.مسوولیت پذیر باشید.
8-     زن دوست دارد که به او احترام بگذارید.به او احترام بگذارید.تنها خدا میداند که احترام گذاشتن به او چقدر برایش لذتبخش است. مرد و زن در جلوی در ایستاده است . زن واقعا" لذت میبرد اگر شما به او بگویید اول شما بفرمایید. آری به همین سادگی . هرگز زن را در برابر دیگران سرزنش نکنید حتی اگر اشتباه مسلمی مرتکب شده باشد.
9-     زن به اعتبار نیاز دارد.زن را یکی از معتبرترین  فرد خانواده معرفی کنید.البته بدون لطمه زدن به شخصیت خودتان.
10-به همسرتان قوت قلب بدهید.به او اطمینان دهید که دوستش دارید.به زبان بیاورید و بگویید دوستت دارم . عزیزم دوستت دارم. اری همین جمله را به زبان بیاورید . نگویید این کلمه لوس است.به او بگویید خانه بدون او روح ندارد. این جملات به زن قوت قلب میدهد که او  در کانون عشق و محبت همسرش واقع شده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:58  توسط حجت و لیلا  | 

چند نکته به اقایان  برای حمایت عاطفی از همسرانشان
اگر میخواهید که همسرتان همواره زنی با طراوت و سرزنده و مادری سنجیده و مهربان برای فرزندتان باشد تصور نکنید که مجبورید بهای سنگینی برای حصول به این نتیجه بپردازید.فقط کافیست دقایقی را دقیقا" به حرفهای او گوش دهید.
1-     وقتی احساس میکنید  همسرتان ناراحت است منتظر حرف زدن او نمانید.اگر شما آغاز گر صحبت باشید 50 درصد ناراحتی اش را از بین برده اید.نگذارید سکوت طرفین فضای سنگینی بر خانه حاکم کند
2-     وقتی به او اجازه صحبت میدهید بدانید ناراحت شدن از اینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمیکند.
3-     از قطع کردن صحبت او جلوگیری نکنید
4-     وقتی نمیدانید چه بگویید حرفی نزنید.اگر نمیتوانید حرف مثبتی بزنید و اگر به هر دلیلی نمیتوانید جانب احتیاط را نگه دارید بهتر است ساکت بمانید
5-     اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سوال او را به صحبت وادار نمایید.
6-     احساسات او را اصلاح نکنکید . و در مقام داوری بر نیایید
7-     تا حد امکان ارامش خود را حفظ کنید .واکنش نشان ندهید. چرا که اگر برای لحظه ای کنترل خود را از دست بدهید قطعا" شما بازنده خواهید بود و البته پشیمان!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:56  توسط حجت و لیلا  |