|
عاشقانه
|
|
|
|
||||
|
نگاهی مهربان از همزبانی باید دید،اما نیست...
و دستی تا گره از بغض هایم بشکا فد،اما نیست...
و در این شبهای تاریک وهم انگیز غم ،دست جوانمردی به سقف آسمان باید که ماه آراید اما، نیست...
کسی می جویم اینجا،تا که چشمان اشکبار و زخم کهنه ام را مرهمی،افزاید،اما نیست...
کنار ساحل غم ،هر شب و روزگار می گردم که شاید رد پایی از عبور او بیابم ،اما نیست...
ومن نوزده سال از انتظارم را غزل کردم به امید اینکه این شبها کسی می آید ، اما نیست...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 12:15 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پس ازآن غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش
شبو از غصه جدا کن چکه کن رو باور من
خط بکش رو جا پای من گریه های آخرین من
اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالیه نفسهام
خط بکش رو باور من زیر سایه بون دستام
خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگی باش..
خسته ام از تلخی شب تو، طلوع زندگیم باش...
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 12:14 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
پروردگارا آنقدروجودم راسرشارا ازعشق گردان که با شنیدن
نام تو اشک عاشقی از چشمان عاشقم لبریز شود و دلم همچون کبوتران سبک بال به دیار تو پر کشد، آنقدر که به عشق تو به همه سو بدوم سر به کوه وبیابان و جنگل و دریا نهم، و زبانم تنها تورا بخواند.
چشمم تنها تو را ببیند.
گوشم تنها نام تو را بشنود.
و،وجودم تنها تو را دریابد ،و بس......
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 12:13 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ثانیه ها می گذرند،تا به مرز پر تپش دقایق نزدیک شوند،انتظار هنوز هم نفس می کشد،حتی میان التهابی از لحظه ها،من تو را در بیراههی زمان جستجو می کنم،غافل از آنکه تو اینجایی ،شمیم تو فضای بی روح شعرمرا جانی تازه بخشیده،برای لحظه ای من التیام درد را در قلب انتظار احساس کردم.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 12:11 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
آيا ميدانید : اولين مردماني كه سيستم اگو يافاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون ازشهر اختراع كرد ايرانيان بودند
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفادهكردند ايرانيان بودند آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كرد ايرانيان بودند آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را درجهان كشف كردند ايرانيان بودند آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزاترا آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف ناشاك آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي راجهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيانبودند آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيانبودند آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سكه را درجهان ضرب كردند ايرانيان بودند آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يازورق را ساختند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني بوده است آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز آياميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا راساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ،ايرانيان دندوب
+
نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 11:32 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بعضي موقع ها چيزايي اطراف ما هست که شايد خيلي ساده و بي اهميت لز کنارشون رد بشيم ولي آيا شده تا به حال کمي با دقت به اطرافمون نگاه کنيم و از خودمون بپرسيم چرا ؟ به راستي چرا ؟ بعضي ها دلشان سياه است بعضي ها اميدوارم به اين چرا ها کمي فکر کنيد بعضي ها شاد و موفق باشيد .
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 10:26 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در جزیره ای زیبا تمام حواس زندگی میکردند.
شادی ،غم ،غرور،عشق و..... روزی خبر رسید که به زودی جزیره زیر آب خواهد رفت ،همه ی ساکنین جزیره قایق هایشان را آماده و جزیره را ترک کردند. اما عشق می خواست که تا آخرین لحظه بماند چون او عاشق جزیره بود. ،وقتی جزیره به زیر آب می رفت،عشق از ثروت که با قایقی با شکوه جزیره را ترک می کرد کمک خواست و به گفت :آیا می توانم با تو همسفر شوم ؟ ثروت گفت : نه مقدار زیادی طلا ونقره داخل قایقم هست و دیگر جایی برای تو وجود ندارد پس عشق از غرور که با یک کرچی زیبا راهی مکان امنی بود کمک خواست، غرور گفت: نه نمی توانم تورا با خود ببرم چونتمام بدنت خیس وکثیف شده و قایق زیبای مرا کثیف خواهی کرد غم در نزدیکی عشق بود ،پس عشق به او گفت: اجازه بده تا من با تو بیایم غم با صدای حزن آلود گفت: من خیلی ناراحتم و احتیاج دارم تا تنها باشم عشق این بار سراغ شادی رفتو او را صدا زد اما او آنقدرغرق هیجان و شادی بود که حتیصدای عشق را هم نشنید آب هر لحظه بالا وبالا تر می آمد و عشق دیگر نا امید شده بود که ناگهان صدایی سالخورده گفت: بیامن تو راخوا هم برد . عشق آنقدر خوشحال شده بود که حتی فراموش کرد نام پیرمرد را بپرسد و سریع خود را داخل قایق انداخت و جزیره را ترک کرد وقتی به خشکی رسیدند پیرمرد به راه خود رفت وعشق تازه متوجه شد کسی که جانش را نجات داده بود چقدر به گردنش حق دارد عشق نزد علم که مشغول حل مسئله ای روی شنهای ساحل بود رفت و از او پرسید آن پیرمرد که بود؟ علم پاسخ داد: زمان عشق با تعجب گفت:زمان اما او چرا به من کمک کرد؟ علم لبخندی خردمندانه زد وگفت: زیرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است گذر گاه زمان در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد عشق ها میمیرند رنگها،رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که شیرین وچه تلخ دست نا خورده به جا می
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 10:3 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
_تمرین جهت گرفتن انرژی وبا کمک از شمع
1-قبل از تمرین شمعی را در وسط اتاق روشن کنید 2-تمرین شماره 2 را تا مرحله 9 انجام دهید 3-چشمانتان را باز کنید و انرژی 30 سانتی شمع را حس کنید به شمع خیره نشوید 4-حالا همان انرژی را با چشم بسته حس کنید ( حدود 30 ثانیه کافی است) 5- دوباره به شمع نگاه کنید حدود 70 سانتی بالای شمع ، ولی حواستان به خود شعله باشد 6- هاله سبز و بنفش اطراف شمع را میتوانید ببینید 7-حالا این هاله را با چشم بسته حس کنید 8-دوباره ردیف 5 و 6 را تکرار کنید 9- حالا شعله شمع را بصورت یک توپ نورانی می بینید 10-چسمانتان را ببندید و ردیف 9 را با چشم بسته حس کنید 11- ردیف 8 و 9 را تکرار کنید 12- چشمانتان را ببندید و ان توپ را در مرکز چاکراه قلبتان حس کنید 13- ردیف 8 و 9 را تکرار کنید 14-با چشم بسته ان را در پای راست احساس کنید ، دوباره نگاه کنید ، چشمانتان را ببندید ، در پای چپ احساس کنید 15-در احساستان سعی کنید گرمای شمع را تجربه کنید 16- با چشم بازحس کنید هر دو پایتان با ان نور کاملا" نورانی شده است یا حس کنید شعله شمع در هر دوپایتان قرار دارد 17-با چشم بسته ردیف 16 را تکرار کنید میتوانید تمرین را تمام کنید 18-این کار را در هر کدام از اعضای دیگر که دوست دارید یا حتی مشکلی دارد تکرار کنید 19- با این تمرین انقدر انرژی میگیرید که بعد از ردیف 17 حس میکنید نمی توانید جلوی بلند شدن پاهایتان را از زمین بگیرید. 20-بدنتان را عضو به عضو حس کنید و چشمانتان را باز کنید 21- در این تمرین از گرمای شمع برای پاکسازی بدن و نور ان را برای انرژی دادن به هر عضو میتوانید استفاده کنید دوستانی که تمرین های مراغبه با شمع را میدانند راحتتر این کار را انجام میدهند (مراغبه با شمع یکی از روشهایی است که در انرژی درمانی بسیار کاربرد دارد
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 11:0 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر میخواهید مردی نمونه باشید باید بدانید که:
1- زنان باید درک شوند.نیازها و عواطف و حضور او را درک کنید.شما باید شادی و ناراحتی و سر زندگی و کسالت و همه حالات او را درک کنید .
2- زن با صحبت کردن آرام میشود.همین که شروع به تعریف کردن میکند انگار که مسایلش به بهترین صورت حل میشود.هرگز او را از تعریف کردن و صحبت کردن باز ندارید.
3- گوش کنید. فراوان و فراوان به حرفهایش گوش کنید. وانمود نکنید که دارید به حرف هایش گوش میکنید بلکه واقعا به حرفهای او دقت کنید.گوش کردن به صحبتهای زن بذر صمیمیت را در دل شکننده او میکارد.هنگامیکه صحبت میکند صمیمانه و با مهر و محبت نگاهش کنید و به حرفهایش دقت کنید.
4- راه حل ندهید.سریع پیشنهاد و راه حل ندهید.زن نمیگوید که شما مشکل را حل کنید.او میگوید چون فقط میخواهد که گفته شود.و نه اینکه به سرعت مسئله حل شود.اگر میگوید سرم درد میکند نگویید برو دکتر.بگذارید به صحبتش ادامه دهد.
5- زن به توجه شما نیاز دارد .به او توجه کنید.به نیازهایش . به لباسهایش. به صورتش. به آرایش جدیدش.به ....به فعالیتهای روزانه اش و به صبوری و اخلاق نیکویش. به تبسم و اخم او به همه چیز ...
6- به مهمانی که میروید بین مردم غرق نشوید و هر از گاهی به دنبال او نیز بگردید . هم توجه کنید و هم به او فضا بدهید.او کفشی جدید خریده و از شما نظر میخواهد شما به او میگویید کفش خوبی است . او میداند که کفش خوبی خریده او میخواهد بشنود که " فوق العاده است"
7- زن مرد را مقتدر دوست دارد .مرد نباید ابراز ضعف نماید حتی اگر ضعیف باشد.دست کم نشان دهید که مقتدر هستید.با شخصیت و محترم باشید.ورزش کنید و خرابی های خانه را به سرعت اصلاح کنید.مسوولیت پذیر باشید.
8- زن دوست دارد که به او احترام بگذارید.به او احترام بگذارید.تنها خدا میداند که احترام گذاشتن به او چقدر برایش لذتبخش است. مرد و زن در جلوی در ایستاده است . زن واقعا" لذت میبرد اگر شما به او بگویید اول شما بفرمایید. آری به همین سادگی . هرگز زن را در برابر دیگران سرزنش نکنید حتی اگر اشتباه مسلمی مرتکب شده باشد.
9- زن به اعتبار نیاز دارد.زن را یکی از معتبرترین فرد خانواده معرفی کنید.البته بدون لطمه زدن به شخصیت خودتان.
10-به همسرتان قوت قلب بدهید.به او اطمینان دهید که دوستش دارید.به زبان بیاورید و بگویید دوستت دارم . عزیزم دوستت دارم. اری همین جمله را به زبان بیاورید . نگویید این کلمه لوس است.به او بگویید خانه بدون او روح ندارد. این جملات به زن قوت قلب میدهد که او در کانون عشق و محبت همسرش واقع شده است.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:58 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چند نکته به اقایان برای حمایت عاطفی از همسرانشان
اگر میخواهید که همسرتان همواره زنی با طراوت و سرزنده و مادری سنجیده و مهربان برای فرزندتان باشد تصور نکنید که مجبورید بهای سنگینی برای حصول به این نتیجه بپردازید.فقط کافیست دقایقی را دقیقا" به حرفهای او گوش دهید.
1- وقتی احساس میکنید همسرتان ناراحت است منتظر حرف زدن او نمانید.اگر شما آغاز گر صحبت باشید 50 درصد ناراحتی اش را از بین برده اید.نگذارید سکوت طرفین فضای سنگینی بر خانه حاکم کند
2- وقتی به او اجازه صحبت میدهید بدانید ناراحت شدن از اینکه او چرا ناراحت است کمکی به حل مسئله نمیکند.
3- از قطع کردن صحبت او جلوگیری نکنید
4- وقتی نمیدانید چه بگویید حرفی نزنید.اگر نمیتوانید حرف مثبتی بزنید و اگر به هر دلیلی نمیتوانید جانب احتیاط را نگه دارید بهتر است ساکت بمانید
5- اگر همسرتان قصد صحبت نداشت با طرح سوال او را به صحبت وادار نمایید.
6- احساسات او را اصلاح نکنکید . و در مقام داوری بر نیایید
7- تا حد امکان ارامش خود را حفظ کنید .واکنش نشان ندهید. چرا که اگر برای لحظه ای کنترل خود را از دست بدهید قطعا" شما بازنده خواهید بود و البته پشیمان!
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 10:56 توسط حجت و لیلا
|
|
|||||
|
|||||